لسان الملك سپهر
625
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
بطن ريم « 1 » و ديگر قبا « 2 » و از پس آن وارد مدينه شد . ورود پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به مدينه بالجمله رسول خدا بعد از ورود در سايه درختى جاى كرده خاموش بنشست و ابو بكر ايستاده ، فحص حال مردم مىكرد . و بسيار مردم مدينه كه آن حضرت را نمىشناختند ، بر ابو بكر تحيّت مىفرستادند تا آنگاه كه سايه بگشت و ابو بكر رداى خود را سايبان آن حضرت ساخت . پس مردمان مخدوم را از خادم بازدانستند . مع القصه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله پنج شبانهروز در محلهء قبا متوقف بود . به اختلاف چهار ( 4 ) روز و چهارده ( 14 ) روز و بيست و دو ( 22 ) روز نيز گفتهاند . بالجمله بعد از ورود به قبا ، ابو بكر در حضرت رسول معروض داشت كه : مردم مدينه بسيار انتظار بردهاند ، صواب آن است كه در مدينه نزول فرمائيد . آن حضرت فرمود : تا برادرم على با من ملحق نشود ، وارد مدينه نشوم . علماى شيعى گويند : اين اول حسد كه از على در خاطر ابو بكر جاى كرد . رسيدن على عليه السّلام به مدينه اما از آن سوى على عليه السّلام سه روز در مكّه توقف فرمود و هر روز ندا كرد كه : اى جماعت قريش هر كه را در نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله وديعتى است ، حاضر شده اخذ امانت خويش كند . و مردم به نزد او شده ، امانت خود بگرفتند . چون از اين كار بپرداخت ، از مكه بيرون شد و همه شب پياده طىّ مسافت مىكرد و روزها مخفى مىزيست تا به مدينه درآمد . و از كثرت مشى « 3 » قدمش پرآبله
--> ( 1 ) . ريم ، به كسر راء مهمله ( 2 ) . قبا ، به ضم قاف : قريهاى است متصل به مدينه . ( 3 ) . مشى : راه رفتن